‏حس می‌کردم خیالش هم از من فرار می‌کند.

همه چیز از من می‌گریخت. حتی وسایل خانه از پنجره‌ها بیرون

می‌دویدند. دیوارها دور می‌شدند، و من و خیال او تنها مانده

بودیم. انگار هم توی دست‌هاش بودم هم نبودم

+  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۴۰۲  20:42 گیل دُخت |