حال خوب می خوای؟!

یاد بگیر روی پای خودت بایستی،

به خودت تکیه کنی

و همه کاره ی دنیای خودت باشی

دلت که گرفت، دنبال گوشی برای شنیدن

و دستی برای نوازش نگردی

و خودت درمان دردها و بی کسی خودت باشی

از هیچ کس توقعی نداشته باش!

توقع داشتن از آدم ها، جز اینکه باعث رنجش

و مانع ابتکار و خودباوری ات باشد

نتیجه ی دیگری ندارد

سعی کن فقط روی خودت،

و توانمندی های خودت حساب کنی ...

+  دوشنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۱  10:34 گیل دُخت |

از لحاظ روحی نیاز دارم صبح کنار تو از خواب بیدار شم،

صبحونه رو بیاریم رو تخت ،

توو بغل همدیگه نون و چایی پنیر بخوریم و همزمان به

موزیک گوش بدیم و روزمونو پر انرژی شروع کنیم ، کاش

میشد امروز همون روز باشه:)

+  یکشنبه سی ام مرداد ۱۴۰۱  16:58 گیل دُخت |

اگر تو رابطه‌ی خوبی هستید،

توصیه می‌کنم هیچ خبری از چگونگی رابطه‌تون به دیگران ندید،

زرت و زرت استوری عاشقانه نذارید، جلوی دیگران هی قربون

صدقه‌ی هم دیگه نرید.

رابطه به گند میخوره! اینو دیدم که میگم

+  یکشنبه سی ام مرداد ۱۴۰۱  0:1 گیل دُخت |

این بود دنیایی که به خاطرش شکم مادرمو لگد زدم؟!

+  شنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۱  23:58 گیل دُخت |

‏یه شوهرم نداریم با دوس دخترش تو خیابون مچشو بگیریم

مهریمونو بذاریم اجرا تیبا دو بخریم🙂🙃

+  شنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۱  23:35 گیل دُخت |

ترکا میگن یالوارانا یالوار

معنی: اونی که منتتو میکشه منتشو بکش

مفهوم اینه اگه کسی دوست داره دوستش داشته باش نرو

سراغ کسی که دوست نداره تموم!

+  شنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۱  14:34 گیل دُخت |

رفیق صمیمی یعنی

یکیتون یه کلمه بگه یا به هم نگاه کنیدو جفتتون پاره بشید

ازخنده،

جوری که اطرافیانتون فکنن چیزی زدین:))

+  جمعه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۱  22:58 گیل دُخت |

من توی زندگیم آدم های زیادی رو خوشحال کردم که

نمیدونستم خوشحالی من باعث ناراحتیشون میشه... من

صدم رو گذاشتم؛

جایی که هیچکس صفرشم وسط نمیذاشت!

+  جمعه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۱  19:57 گیل دُخت |

نیاز دارم برم کنسرت یاسینی بگه

"حیف تو، حیف عشق‌ما"

بعد میکروفونو بگیره سمت جمعیت از ته دلم بگم:

شدی دوست داشتنی ترین اشتباهم!

+  جمعه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۱  19:17 گیل دُخت |

این چیه یاد گرفتید هی میگید اونی ک دوستت داشته باشه و

بخواد بمونه با همه چیت می سازه؟!

چرا باید با کسی ک تلاش نمی کنه ایراداش رو برطرف کن

بسازی؟!

همه ی ما پر از ایرادیم، ولی اینکه به جای پذیرفتن و اصلاح

کردنشون یه تابلوی "من همینم که هستم" بگیریم دستمون،

خودش یه ایراد بزرگ تره!

+  جمعه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۱  19:12 گیل دُخت |

I am built from every mistake i have ever made.

من از ميان تمام اشتباهاتى كه مرتكب شده ام ساخته شدم

+  جمعه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۱  19:4 گیل دُخت |

از عمیق ترین پارادوکس های زندگی من وقتی بود که ساعت

ها حرف برای گفتن داشتم اما حتی یک جمله صحبت نکردم.

+  جمعه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۱  18:23 گیل دُخت |

منو تو بی عرضه نیستیم عرصه رو تنگ کردن واسمون...حال

دلمون خوبه روزگارمونو غمگین کردن..واقعا ما مقصر نیستیم ..

+  جمعه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۱  18:22 گیل دُخت |

وقتی میبینم همه مهاجرت کردن و من هنوز اینجام، حس

میکنم همه توی یه مسیری بودیم دسته‌جمعی حرکت میکردیم

و من نفر آخرم، بند کفشمم باز شده و یهو همه رفتن، فقط من

موندم ..

+  جمعه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۱  18:21 گیل دُخت |

بدترین لحظه اون‌جاست که بحث‌و خاتمه می‌دی چون به

‌نظرت طرف خیلی تعطیله،

بعد یارو فکر می‌کنه چون کم آوردی چیزی نمی‌گی، کیف

میکنه ..

+  جمعه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۱  22:15 گیل دُخت |

If reward is the goal of religion, I would prefer to

be a nonbeliever.

اگه هدف دین پاداش باشه، من ترجیح میدم آدم بی اعتقادی

باشم.

+  جمعه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۱  21:50 گیل دُخت |

آدم همه چیزش درهمه، آدمِ سوا کردنی نداریم که، باید همه‌ی

حال خوب و بدشو با هم دوست داشت!

+  جمعه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۱  16:35 گیل دُخت |

اتفاقا با من سرد باشین. با من تعارف کنید.
با من سر هرچیزی شوخی نکنید.
با من محترمانه حرف بزنید.
اینکه حدتون رو بدونید خوشحالم می‌کنه.

+  جمعه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۱  16:30 گیل دُخت |

‏من دیگه حوصله کراش و لاس زدن و قربون صدقه رفتنو

ندارم یکی بیاد مستقیم بریم سر خونه زندگیمون

+  جمعه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۱  16:28 گیل دُخت |

من اینجوریم که وقتی چیزی رو دوست دارم با تک تک سلولام

دوست دارم

نسبت بهش حساس میشم وحس میکنم حسود ترین آدم دنیام،

دوست دارم همیشه مراقبش باشم،

همیشه کنار خودم نگه دارمش، هرشب از حسم نسبت بهش

بگم،

بغلش کنم و اونقدر لپش رو ببوسم و بچلونم که سرخ بشه،

دوست دارم وقتی خسته ترین آدم دنیام فقط با اون صحبت

کنم،

میدونی من نسبت به تو حساس ترین آدم دنیام"

+  پنجشنبه بیستم مرداد ۱۴۰۱  13:51 گیل دُخت |

‏یه دیالوگ تو یه فیلم “ولنتاین غمگین” بود که میگفت:

«میدونی اون با همه فرق داره!

یه جوریه، یه احساس خاصی بهش دارم، شبیه هیچکدوم از

حسای که تا حالا داشتم نیست...

مثل وقتی‌که صدای آهنگی رو میشنوی و ناخودآگاه میره تو

تمام وجودت و دوسش داری»

به نظرم این قشنگ ترین توصیف برای دوست داشتنه..

+  پنجشنبه بیستم مرداد ۱۴۰۱  13:22 گیل دُخت |

میدونی یه آدم چجوری میتونه ثابت کنه دوست داره؟

جمله های آدم عاشق ایناس:

_لباس گرم بپوش

_رسیدی پیام بده

_بیا بغلم ببینم کی اذییتت کرده

+  یکشنبه شانزدهم مرداد ۱۴۰۱  19:32 گیل دُخت |

شمس تبریزی یه نصحیت فوق العاده بهمون میکنه و میگه؛

"به جای مقاومت در برابر تغییراتی که خدا برایت رقم زده

است، تسلیم شو!

بگذار زندگی با تو جریان یابد، نه بی تو...

نگران این نباش که زندگی‌ات زیر و رو شود، از کجا معلوم زیرِ

زندگی‌ات بهتر از رویش نباشد؟!"

+  شنبه پانزدهم مرداد ۱۴۰۱  11:17 گیل دُخت |

من معتقدم هرگونه اخلاق باید بر این اصل استوار باشد

که هیچ کس خود را ارزشمندتر از هیچ کس دیگر نشمارد ...

+  جمعه چهاردهم مرداد ۱۴۰۱  23:33 گیل دُخت |

‏انقدر از دست خورشید و گرماش ناراحتم که حتی کنار دریا

هنگام غروب وقتی که رنگ نورش نارنجی شده هم دوستش

ندارم.

+  جمعه چهاردهم مرداد ۱۴۰۱  21:3 گیل دُخت |

‏خانواده ایرانی اینطوریه که یه طناب برمیداره از سر تا نوک

پاتو میبنده بعد میگه "پاشو زندگیتو بکن ما که جلوتو

نگرفتیم، پاشو!"

+  پنجشنبه سیزدهم مرداد ۱۴۰۱  16:2 گیل دُخت |

‏خاک بخاطر اینکه عزیز ترین هامونو گرفته این قد بوش قشنگه؟

+  سه شنبه یازدهم مرداد ۱۴۰۱  21:19 گیل دُخت |

راستش خبر ندارم چند تا شب دیگه قراره به صبح برسه که

من بهت برسم و خودمو تو وجودت غرق کنم ولی مطمئنم اگه

این قضیه تا ابد و یک روز هم طول بکشه من دست بردار

نیستم و امید دارم.

+  سه شنبه یازدهم مرداد ۱۴۰۱  21:17 گیل دُخت |

میترسم، من از اعتماد کردن به آدما خیلی میترسم ؛

هیچوقت فکرشم نمیکردم به مرحله ای برسم که از نزدیک

شدن به آدما واهمه داشته باشم،

نمیدونم اینو باید بذارم پای بزرگ شدن یا آدمایی که وارد

زندگیم شدن و اعتمادمو از بین بردن.

+  سه شنبه یازدهم مرداد ۱۴۰۱  21:15 گیل دُخت |

کافکا در کتاب نامه به پدر چیزی نوشته که به نظر حکایت

خیلی از ماست:

 «نیازی به دلگرمی ندارم. دیگر به چه کارم می‌آید؟ آن‌وقت که

می‌خواستم، نداشتم...»

+  جمعه هفتم مرداد ۱۴۰۱  21:17 گیل دُخت |