توی فرندز یه جا راس به ریچل میگه

تو به یکی احتیاج داری که تو رو ارزشمند بدونه،

بدونه چقدر جالب و دوست داشتنی و جذابی؛

کسی که هرروز صبح بیدار شه و فکر کنه اوه خدای من،

من با ریچلم!

کسی که باعث شه حس خوبی داشته باشی، این قشنگترین حسیه

که میشه نسبت به یه نفر داشت.

+  سه شنبه پانزدهم فروردین ۱۴۰۲  15:17 گیل دُخت |

ببین خودم از این آدم دنیا کوچیکاما،

یعنی با عروسک‌های خودم خوشحالم و کاری به بقیه دنیا ندارم

ولی واقعیتش اینه که اتفاقات بهتر خارج از دنیای کوچیکی که

ذهنمون واسمون ساخته، میفته.

مثال خیلی هست واسش، چند تا از عمومی هاشو میگم:

مثلا غذای ایرانی با تمام خوشمزگیش، در مقابل غذاهای سایر

نقاط دنیا حرفی برای گفتن نداره،

موزیک و فیلم فارسی در بهترین حالت کپی خارجی هان،

اگه کپی هم نباشن ۴ ۵ دهه ست هیچ پیشرفتی نداشتن.

شعر و ترانه فارسی چند دهه ست کشف و شهودهای جذابی نداشته

و عین خارجیا به لحظات تازه از عشق و احساس جدیدی نرسیدیم.

حالا این تکرار و محدودیت رو تو زندگی شخصی خودمون میشه تو

خیلی از اتفاقات دید.

البته مشخصه دلیل این همه تکرار و محدودیت چیه.

+  پنجشنبه سوم فروردین ۱۴۰۲  7:3 گیل دُخت |

غرق شدن تایتانیکِ عظیم و استوار،

برای خرچنگ های زنده ای که داخل آشپزخونه ی کشتی بودن،

تقریبا معجزه حساب میشه

همونقدر محال، همونقدر غیر ممکن ..

+  چهارشنبه دوم فروردین ۱۴۰۲  9:44 گیل دُخت |