نشست تو ماشین دستاش می لرزید
بخاری رو روشن کردم، گفت: ابراهیم ماشینت بوی دریا میده!
گفتم: ماهی خریده بودم. گفت: ماهی مرده که بوی دریا نمیده!
گفتم: هر چیزی موقع مرگ، بوی اون جایی رو میده که دلتنگشه
گفت: من بمیرم بوی تورو میدم...
✍ سیامک تقی زاده
+ جمعه نوزدهم اسفند ۱۴۰۱ 10:50 گیل دُخت
|