هرچی که از زندگیم گذشت رو از دور نگاه میکنم برای من
همهچی موقتی بوده.
خانواده، خونه، کار، عشق، دوستی، همراهی، همصحبتی. به
معنی کلمه، آواره. از خونهای به خونهی دیگه، مکانهای موقت،
زمانهای پارهپاره، دوستیهایی با تاریخ انقضاء، عشقهای
بریده بریده، همراههای گمشده.
من بیشتر از توانم فرسوده و گسسته ام.
+ دوشنبه سی ام آبان ۱۴۰۱ 15:25 گیل دُخت |